درسنامه آموزشی تاریخ (2) کلاس یازدهم انسانی
درس 5: تثبیت و گسترش اسلام در دوران خلفای نخستین
جامعه و حکومتی که پیامبر در مدینه بنیان نهاد، در فاصلۀ سالهای 11 تا 41 ق به دست پنج نفر از جانشینان ایشان با عنوان «خلیفه» اداره شد. این دورۀ 30 ساله از تاریخ اسلام را عصر خلفای نخستین یا «راشدین» میگویند. جامعۀ اسلامی در این دوره با مسائل متعددی روبهرو شد که مهمترین آنها موضوع جانشینی پیامبر، ادارۀ حکومت، تثبیت اسلام در شبه جزیرۀ عربستان و فتوحات مسلمانان در خارج از شبه جزیره بود. در این درس، شما با جستوجو، گردآوری و مطالعهٔ شواهد و مدارک تاریخی، علل، آثار و پیامدهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این مسائل را بررسی خواهید کرد.
بحث و گفتوگو (صفحه 42 کتاب درسی)
وحدت یا تفرقه؟
پیش از ورود به موضوع جانشینی پیامبر اسلام، لازم است دربارۀ موضوعی مهم قدری بیندیشیم.
مسلمانان با وجود اشتراک عقیده در مسائل فراوان، در موضوع جانشینی رسول خدا اختلاف نظر دارند. شیوۀ صحیح مواجهه با این اختلاف نظر، همان روش برخی، از علمای شیعه و سُنیّ معاصر و پیشین است. آنان ضمن دفاع مستدل و منطقی از باورهای خویش، برای وحدت و یکپارچگی تمام مسلمانان در برابر دشمنان و بدخواهان اسلام و تقریب مذاهب اسلامی تلاش میکردند. آنان همواره مراقب بودند که اختلاف نظر مسلمانان در مسئلۀ امامت و خلافت، موجب تفرقۀ جوامع اسلامی و درگیری مسلمانان با یکدیگر نشود.
با راهنمایی دبیر، دربارۀ ضرورت و روشهای حفظ وحدت و عواقب تفرقه و دشمنی میان مسلمانان در شرایط کنونی جهان، بحث و گفتوگو کنید.
جانشینی رسول خدا و شکلگیری خلافت
ماجرای سقیفه و انتخاب ابوبکر به خلافت
هنگامی که امام علی (ع) و بنیهاشم مشغول برگزاری مراسم تدفین پیامبر بودند، گروهی از انصار در مکانی موسوم به «سقیفهٔ بنیساعده» در مدینه گرد هم آمدند تا درباره تعیین جانشین رسول خدا تصمیم بگیرند. ابوبکر بن ابی قُحافه، عمر بن خَطّاب و ابوعبیدهٔ جرّاح از گروه مهاجران، به سرعت، خود را به آن جمع رساندند. سرانجام، پس از گفتوگو و بحثهایی که در آن جلسه صورت گرفت، نخست عمر و ابوعبیده و سپس تعدادی از انصار حاضر در سقیفه با ابوبکر، به عنوان خلیفه و جانشین پیامبر، بیعت کردند.
فعالیت 1: بررسی و تحلیل شواهد و مدارک (صفحه 43 کتاب درسی)
بخشی از گفتوگوی افراد حاضر در اجتماع سقیفهٔ بنیساعده را که به خلافت ابوبکربن ابی قحُافه منجر شد، بخوانید و به پرسشهای مربوط به آن پاسخ دهید.
سعد بن عبُاده، رئیس خزرجیان و از انصار، گفت: «ای گروه انصار! شما پیش از دیگران به اسلام گرویدید و از این جهت برای شما فضیلتی است که برای دیگران نیست. پیامبر اسلام بیش از ده سال قوم خود را به خداپرستی و مبارزه با شرک دعوت نمود، جز جمعیت کمی از آنان، کسی به او ایمان نیاورد، ولی هنگامی که پیامبر با شما سخن گفت، شما به او ایمان آوردید و دفاع از او را بر عهده گرفتید و برای گسترش اسلام و مبارزه با دشمنان جهاد کردید … هرچه زودتر زمام کار را به دست بگیرید که جز شما کسی لیاقت این کار را ندارد. (طبری، تاریخ طبری، ج 4، ص 1342 - 1343)
به دنبال آن، ابوبکر برخاست و چنین گفت: «خداوند، محمد را برای پیامبری به سوی مردم فرستاد… گروهی از مهاجران به تصدیق و ایمان و یاری او در لحظات سخت بر دیگران سبقت گرفتند و از کمیِ جمعیت نهراسیدند، … آنها خویشاوندان پیامبرند و به زمامداری و جانشینی شایستهتر… . اگر از گروه مهاجرین بگذریم هیچکس به مقام و موقعیت شما (انصار) نمیرسد. بنابراین، چه بهتر ریاست خلافت را مهاجرین به دست بگیرند و وزارت و مشاوره را به شما واگذار کنند» (همان، ص 1345). ابوبکر با اشاره به دو دستگی انصار و سابقهٔ جنگ و خونریزی میان آنان، گفت: هرگاه یک نفر از شما خود را برای خلافت آماده کند، مانند آن است که خود را به کام شیر افکنده باشد (جاحظ، البیان والتبیین، ج 2، ص 181)
آن گاه حُباب بن منُذر از جانب انصار و عمر و ابوعبیده از طرف مهاجران سخن گفتند و دلایلی را برای تعیین جانشین از گروه خویش بیان کردند. بشیر بن سعد که پسر عموی سعدبن عباده بود و از تمایل انصار به ریاست او به شدت ناراحت بود، برخلاف انتظار گفت: پیامبر از قریش است، خویشاوندان پیامبر برای زمامداری از انصار شایستهترند چه بهتر که کار خلافت را به خود آنان واگذاریم و مخالفت نکنیم. پس از آن بود که ابوبکر رو به مردم کرد و گفت: به نظر من عمر و ابوعبیده برای خلافت شایستگی دارند. با هریک میخواهید بیعت کنید. ولی آن دو برخاستند و به ابوبکر گفتند: تو از ما شایستهتری … . چه کسی میتواند در این امر بر تو سبقت بگیرد، و بیدرنگ دست ابوبکر را به عنوان بیعت فشردند.
یکی از بزرگان قبیلهٔ اوس از گروه انصار رو به افراد خود کرد و گفت: «هر گاه خزرجیان، گوی خلافت را بربایند و زمام امور را به دست بگیرند، فضیلت و برتری مییابند. هر چه زودتر برخیزید و با ابوبکر بیعت کنید.» اوسیان نیز همگی به تبعیت از او با ابوبکر بیعت کردند. ولی رئیس خزرجیان و افراد قبیلهٔ او از بیعت خودداری ورزیدند. (طبری، تاریخ طبری، ج 4، ص 1345 - 1348)
با توجه به مباحث مطرح شده در سقیفه:
- اشخاص یا نمایندگان گروههای مسلمان، برای اثبات حقانیت خود در جانشینی پیامبر، بر چه معیارهایی تأکید کردند؟ 1- انصار (مدینه) و مهاجری بودن (مکه) 2- از طایفه قریش و خویشاوند بودن با پیامبر.
- به نظر شما آیا این معیارها برای تعیین جانشین پیامبر مناسب یا کافی بود؟ چرا؟ خیر. زیرا هیچ کدام از معیارها بر اساس قرآن و سنت رسول الله نبود.
چالشهای حکومت ابوبکر
پس از رحلت پیامبر و آغاز خلافت ابوبکربن ابی قحُافه، سه گروه با حکومت وی به مخالفت پرداختند.
1- گروههایی از قبایل عربستان، که در سالهای پایانی زندگانی رسول خدا و پس از گسترش قدرت مسلمانان، اسلام آورده بودند و با تعالیم آن اُنس و آشنایی نداشتند.
2- گروه دوم افرادی بودند که در واپسین روزهای زندگانی رسول خدا و با پدیدار شدن آثار بیماری آن حضرت، ادعای پیامبری کردند.
3- گروه سوم، کسانی بودند که ابوبکر را به عنوان خلیفهٔ پیامبر قبول نداشتند و بهطور آشکار از حضرت علی (ع) حمایت میکردند.
ابوبکر پس از استقرار بر مسند خلافت، سپاهی را گرد آورد و به مقابله با شورشها و نافرمانیها فرستاد. این سپاه، علاوه بر شکست مرتدّان (گروه نخست) و پیامبران دروغین (گروه دوم)، معترضان به خلافت ابوبکر (گروه سوم) را نیز به شدّت سرکوب کرد.
خلافت عُمر و عثمان
خلیفهٔ اول (ابوبکر) اندکی بیش از دو سال خلافت کرد. او در واپسین لحظات زندگی، طی وصیتنامهٔ مکتوبی، عُمَربن خطّاب را به جانشینی خود معرفی کرد. از مهمترین رویدادهای دوران خلیفهٔ دوم (حک 13-23 ق)، فتوحات مسلمانان در سرزمینهای مجاور شبهجزیرهٔ عربستان بود. خلیفهٔ دوم پیش از مرگ، شورایی شش نفره تشکیل داد و اعضای آن را مأمور کرد که از میان خود یک نفر را به عنوان خلیفه برگزینند. گفتوگوها و رایزنیهای اعضای آن شورا، به گونهای پیش رفت که سرانجام عثمان بن عَفّان به عنوان خلیفهٔ سوم (حک 23-35 ق) انتخاب شد.
عثمان بن عَفّان روش متفاوتی نسبت به خلفای پیش از خود در پیش گرفت. او حَکمَ بن ابی العاص را که پیامبر به طائف تبعید کرده بود، به مدینه بازگرداند. خلیفهٔ سوم همچنین شماری از افراد خاندان اموی را بر سر کار آورد و دست آنان را در اداره امور خلافت باز گذاشت. برخی از صحابهٔ پیامبر همچون ابوذر غِفاری و عمّار یاسر، نسبت به رفتار منصوبان خلیفه انتقاد و اعتراض کردند. خلیفه که تحت تأثیر اطرافیان و مشاوران خود از جمله مروان بن حکم قرار داشت، انتقادکنندگان را تبعید نمود. مردم از مناطق مختلف مانند کوفه، بصره و مصر برای رساندن صدای اعتراض خویش به گوش عثمان، به مدینه آمدند. امام علی (ع) میان مردم و خلیفه میانجیگری کرد. خلیفه پذیرفت که روش خود را تغییر دهد، اما اطرافیانش مانع این کار شدند. به همین دلیل، معترضان خشمگین سرانجام به خانهٔ خلیفه ریختند و او را به قتل رساندند.
خلافت امام علی (حک 35-40 ق)
پس از عثمان، مردم در مدینه به اصرار از حضرت علی (ع) خواستند که خلافت را بپذیرد و با آن حضرت بیعت کردند. امام مصمم بود که مطابق کتاب خدا و سنت پیامبر عمل نماید؛ از این رو، سران قریش و به ویژه اشراف بنیامیه که از بیعت با ایشان خودداری کرده بودند، به مخالفت و دشمنی برخاستند. از جمله، معاویه پسر ابوسفیان که توسط امام علی (ع) از حکومت شام برکنار شده بود، به بهانهٔ خونخواهی عثمان، به سرکشی پرداخت. معدودی از بزرگان قریش مانند طلحه و زبیر نیز که بیعت کرده بودند، چون امام با تقاضایشان برای به دست گرفتن حکومت برخی شهرها و مناطق موافقت نکرد، بیعت خود را شکستند و به صف مخالفان پیوستند. نصیحتها و کوششهای مسالمتآمیز امام علی (ع) برای بازداشتن مخالفان از سرکشی و جلوگیری از جنگ داخلی میان مسلمانان، به نتیجه نرسید و آن حضرت ناگزیر به دفع سرکشیها و آشوبگریهایی شد که اشراف بنیامیه نقش مهمی در ایجاد آن داشتند. بدین منظور امام مرکز خلافت را از مدینه به کوفه منتقل و در سه جنگ جَمَل، صِفّین و نهَروان با دشمنان مقابله کرد.
کاوش خارج از کلاس (صفحه 46 کتاب درسی)
به سه گروه تقسیم شوید و اعضای هر گروه، با استفاده از منابعی که دبیر معرفی میکند، دربارۀ زمینهها، عوامل، نتیجه و پیامدهای سیاسی و اجتماعی یکی از سه جنگ جمل، صفین و نهروان، مطالبی تهیه کنید و در کلاس ارائه دهید.
پس از شهادت علی (ع) (21 رمضان سال 40)، مردم در سراسر کشور اسلامی، به جز مناطقی که تحت سلطهٔ معاویه بود، با امام حسن، بیعت کردند. امام حسن (ع) در سال سوم هجرت در مدینه ولادت یافت. آن حضرت، با وجود خردسالی، در برخی وقایع مهم دوران پیامبر از جمله ماجرای مباهلهٔ رسول خدا با مسیحیان نجران و در جریان نزول آیهٔ تطهیر، به عنوان مصداق «اهل بیت»، حضور داشت.
پیامبر اسلام، امام حسن و امام حسین (ع) را به عنوان سرور جوانان اهل بهشت و امامان امت پس از امام علی (ع) به مردم معرفی کرده بودند. این دو امام معصوم در دوران حیات امام علی (ع) همراه و یاور ایشان در امور مختلف بودند.
فعالیت 2 (صفحه 46 کتاب درسی)
پس از مطالعهٔ درس، همفکری کنید و بگویید شیوهٔ به خلافت رسیدن خلفای نخستین چه تفاوت و شباهتی با هم داشت؟
شیوه به خلافت رسیدن هر کدام از خلفا با یکدیگر شباهتی ندارند و متفاوت از هم بودند. 1- انتخاب ابوبکر توسط اهل حل و عقد بود. در انتخاب ابوبکر، پنج تن با وی بیعت کردند، و این بیعت رسمیت یافت و پذیرفته شد. بدین شکل بیعت در سقیفه انجام گرفت، و ابوبکر به مقام خلافت رسید. آنگاه خلیفه منتخب در سقیفه، به مردم عرضه شد، مردم نیز خواه و ناخواه او را پذیرفتند. 2- بر اساس گزارشهای تاریخی، ابوبکر اندکی قبل از مرگش، عمر را به جانشینی برگزید و در واقع یک نوع انتصاب بود و هیچ شخص یا گروهی در این انتصاب دخالت نداشتند. 3- انتخاب عثمان توسط شورای محدود شش نفری که عمر دستورالعمل خاصی برایش تعیین نموده انتخاب شد و تنها با نیمی از آراء به خلافت تعیین گردید.4- فرق بیعتی که با امیرمومنان علی (ع) انجام گرفت با بیعتی که با سه خلیفه قبل از آن حضرت انجام گرفت این بود که بیعت با امیرمومنان(ع) بیعتی بود که در آن بسیاری از مردم و بزرگان به اختیار شرکت کرده بودند و لذا آن حضرت آزادانه و به رای اکثریت واقعی به خلافت انتخاب شد هر چند بدان رغبتی نداشت.
اوضاع اجتماعی دوران خلفای نخستین
پس از رحلت پیامبر، به خصوص در پی اختلافی که میان مسلمانان بر سر جانشینی پیامبر در سقیفهٔ بنیساعده به وجود آمد، اتحاد امت اسلامی آسیب دید. با این حال، ابوبکر و عمر در دوران زمامداری خویش تا حدودی مراقب بودند که عدالت را میان افراد و گروههای مختلف مسلمان رعایت کنند و از هر دو گروه مهاجر و انصار افرادی را به سمتهای فرماندهی سپاه و حکومت شهرها و نواحی مختلف قلمرو خلافت بر میگزیدند. برخی سیاستهای خلیفهٔ سوم، علاوه بر ایجاد نارضایتی در میان مسلمانان، باعث تشدید اختلافات و اوج گرفتن مجدد تعصبات طایفهای و قبیلهای در درون جامعهٔ اسلامی شد. امام علی (ع) در دوران حکومتش تلاش کرد با عمل به تعالیم اسلام و سنت رسول خدا، برادری و یگانگی دینی را به امت اسلامی بازگرداند، اما با موانع و مشکلات اساسی روبهرو شد؛ زیرا گروه محدودی که از منافع و امتیازهای ویژه برخوردار شده و سالها به مال اندوزی و رفاهطلبی خو گرفته بودند، با آن حضرت مخالفت و دشمنی کردند. آنان با اقدامهای عدالتجویانهٔ امام به مقابله برخاستند و سه جنگ را بر جامعه اسلامی تحمیل کردند. این جنگها تأثیرات اجتماعی نامطلوبی بر جا گذاشت و باعث به وجود آمدن رقابت منطقهای بین عراق و شام شد که تا سالها پس از آن ادامه داشت.
تحولات اقتصادی دوران خلفای نخستین
از نظر اقتصادی نیز وضعیت جامعهٔ اسلامی در دوران خلفای نخستین دگرگون شد. در دوران خلافت عمر و عثمان، درآمدهای فراوانی از سرزمینهای ثروتمندی که فتح شده بود به خزانهٔ مسلمانان در مدینه سرازیر شد. خلیفهٔ دوم این درآمدها را به عنوان عطایا میان مسلمانان توزیع کرد. نحوهٔ توزیع عطایا توسط خلیفهٔ دوم، اگرچه بر پایهٔ مساوات اسلامی نبود، اما سادهزیستی و سختگیری او نسبت به کارگزاران خلافت و بزرگان قریش، از ثروتاندوزی و تجملگرایی آنان جلوگیری کرد.
فعالیت 3 (صفحه 47 کتاب درسی)
به جدول خوب دقت کنید و بگویید خلیفهٔ دوم برای توزیع بیتالمال میان مسلمانان چه معیارهایی را در نظر داشته است؟
قرابت نسبی و سببی به رسول خدا و تقدم و تأخر در گرویدن به اسلام و حضور در جنگها از جمله معیارهایی بوده که خلیفه دوم در چارچوب آنها اقدام به تقسیم و توزیع بیتالمال کرده است.
در دوران خلیفه سوم، بذل و بخششهای فراوانی از بیت المال به افراد مختلف، به خصوص خاندان بنیامیه صورت گرفت. وی محدودیتهایی را که عمر برای ثروتاندوزی سران قریش ایجاد کرده بود، نادیده گرفت؛ از اینرو، آنان اراضی و مزارع وسیعی را در ایران، شام و مصر تصرف کردند و بر ثروت خود افزودند.
فعالیت 4: بررسی شواهد و مدارک (صفحه 47 کتاب درسی)
برداشت و تحلیل خود را از متن زیر بیان کنید.
این سخن بیانگر این بود که عثمان خود را اختیاردار اموال بیتالمال میدانست، و آن را بهصورت دلبخواهی مصرف میکرد. عثمان بن عفّان در خلافت خود، بخشش دلبخواهی از بیتالمال را پایهگذاری کرد. وی، اموال را از عموم مردم باز میداشت، اما به خویشان و خاندانش (امویان)، مبالغ هنگفت عطا میکرد. وی به صراحت، بذل و بخشش به خویشان خود را در چارچوب یک عنصر دینی به نام «صلهرحم» توجیه میکرد. بَلاذُری نگاشته است که عثمان به خویشانش از بیتالمال بخشود، و در این باره گفت که این، همان صلهرحم است که خداوند به آن فرمان داده است. بذل و بخششهای خلیفه سوم از بیتالمال، و تصرف دلبخواهی درآن، واکنش مسلمانان را در پی داشت. حتی برخی از خزانهداران به اعتراض، از کار خود کناره گرفتند.
ولیدبن عُقبه، حاکم اُموی کوفه، مبلغ زیادی از بیتالمال قرض گرفت و نمیخواست آن را پس دهد. عبدالله بن مسعود که مسئول بیتالمال بود، به عثمان شکایت برد. خلیفه در پاسخ او گفت: «تو خزانهدار ما هستی و نباید نسبت به ولید از آنچه از بیتالمال بر میدارد، تعرض نمایی». ابن مسعود به خشم آمد و گفت: «گمان میبردم که خزانهدار مسلمانان هستم، اما اگر چنین است، مرا بدان حاجتی نیست». (بلاذری، انسا بالاشراف، ج 6، ص 140)
امام علی (ع) در دوران خلافتش تلاش کرد که عدالت و مساوات اسلامی را اجرا کند. از این رو، بیتالمال را بهطور مساوی میان تمام مسلمانان اعم از عرب و غیرعرب، سیاه و سفید و بنده و آزاد تقسیم کرد. برخی مسلمانان، از جمله طلحه و زُبیَر به این شیوهٔ توزیع بیتالمال اعتراض کردند و از آن حضرت خواستند که عرب و قریش را برتر از عجَم و موالی قرار دهد؛ اما امام این کار را ستمگرانه دانست و فرمود: «[اعراب] تمام قرآن را تلاوت کردم و برای فرزندان اسماعیل بر فرزندان اسحاق [غیراعراب] به اندازه این چوب [تکه چوبی که از زمین برداشته بود] برتری نیافتم منظور آن حضرت این بود که او معیارهای قومی، قبیلهای، خویشاوندگرایی و یا تقدم و تأخر در قبول اسلام را در توزیع بیتالمال در نظر نخواهد گرفت.
فتوحات مسلمانان و گسترش اسلام
یکی از رویدادهای مهم تاریخ اسلام در دوران خلفای نخستین، لشکرکشی اعراب مسلمان به سرزمینهای مجاور شبهجزیرهٔ عربستان بود. در نتیجهٔ این لشکرکشیها که از اواخر خلافت ابوبکر آغاز شد و تا پایان خلافت عثمان بدون وقفه ادامه یافت، سرزمینهای ایران، شام و مصر فتح شد و اسلام به تدریج در آن سرزمینها گسترش پیدا کرد.
فتح شام
سرزمین شام در غرب آسیا، به عنوان نقطهٔ اتصال زمینی و دریایی سه قارهٔ آسیا، اروپا و آفریقا، همواره از موقعیت فوقالعاده مهمی برخوردار بوده است. این سرزمین، تاریخ و تمدنی کهن دارد و در دوران باستان محل برخورد تمدنهای کهن بینالنهرین، ایران، مصر، یونان و روم بوده است.
منطقهٔ شام هنگام حملهٔ اعراب مسلمان، زیر سلطهٔ امپراتوری روم شرقی قرار داشت. در آن زمان تعدادی از قبیلههای عرب در آن منطقه حضور داشتند. بسیاری از این اعراب و دیگر ساکنان بومی منطقهٔ شام، پیرو آیین مسیحیت بودند،
اما در برخی از مسائل مذهبی با کلیسای قسطنطنیه، پایتخت امپراتوری روم شرقی اختلافات اساسی داشتند. اختلافات مذهبی و تفاوتهای قومی، فرهنگی و زبانی که میان تودههای مردم شام با طبقهٔ حکومتگر رومی وجود داشت، سبب شده بود که پایههای حاکمیت امپراتوری روم شرقی در این منطقه سست شود.
ابوبکر، در اواخر خلافت خود، چندین سپاه را به سوی منطقهٔ شام فرستاد. این سپاهیان در چند نبرد که بیشتر آنها در زمان خلافت عمر به وقوع پیوست، نیروهای رومی و متحدان محلی آنان را شکست دادند و شهرها و آبادیهای آن منطقه را یکی پس از دیگری، اغلب با پیمان صلح گشودند. در این پیمانها، حفظ جان و مال، آزادی دین و عقیده مردم آن شهرها در برابر تسلیم و پرداخت جِزیه تضمین شده بود. تمایل اعراب مسلمان به فتح صلحآمیز سرزمینها و آبادیهای مختلف از این نکته معلوم میشود که در جریان محاصرهٔ شهر بیتالمقدس (ایلیا)، ساکنان مسیحی شهر اعلام کردند که فقط در حضور خلیفه، قرارداد صلح و تسلیم شهر را امضا میکنند. مسلمانان با بردباری این شرط را پذیرفتند و بدین منظور خلیفهٔ دوم از مدینه به بیتالمقدس رفت.
فعالیت 5: بررسی شواهد و مدارک (صفحه 50 کتاب درسی)
قسمتهایی از متن صلحنامهٔ بیتالمقدس (ایلیا) را مطالعه کنید و دلایل خود را در پذیرش یا رد ادعای رفتار مسالمتآمیز و مداراجویانه مسلمانان بیان کنید.
اعراب مسلمان به هر شهر و ولایتی که میرسیدند، مطابق تعالیم اسلام و سنت پیامبر سه پیشنهاد را مطرح میکردند: نخست، پذیرش اسلام؛ دوم، قبول جزیه و قرار گرفتن در امان مسلمانان و سوم جنگ. حاکمان و بزرگان محلی اغلب پرداخت جزیه را برگزیدند و قراردادهای صلح میان آنان و فرماندهان سپاه اسلام منعقد شد. اما وضعیت بیت المقدس با بقیه مناطق متصرفی فرق داشت؛ نیروهای مسلمان پس از فتح شام، شهر قدس را محاصره کردند. ولی چون قبلة نخستین مسلمانان، مکان مقدس بود بدون خونریزی و با امضای امان نامهای وارد شهر شده و در وقت نماز در جای پیامبر که از آنجا معراج کرده بودند و حالا (مسجد الصخرة) نامیده میشود نماز خواندند و نام شهر را بیتالمقدس گذاشتند. فرمانروایان مسیحی که بر سرزمین شام و روم حکومت میکردند درخواست کردند که باید خلیفۀ مسلمانان شخصاً حضور داشته باشد و قرارداد صلح را به دست خود بنویسد تا کلیدهای مسجدالاقصی را به وی تحویل دهند. زیرا تحویل بیتالمقدس و مسجد الاقصی به این آسانی نیست. قدس با شهرهای دیگر فرق میکند. شهرهای دیگر از منزلت و جایگاه قدس برخوردار نیستند. مسجد الاقصی مکانی است که به دست مبارک حضرت سلیمان بنا شده و پیامبران بعدی در آن نماز خواندهاند. پس اگر لازم است که بیتالمقدس تسلیم مسلمانان گردد، باید خلیفۀ مسلمانان شخصاً آن را تحویل بگیرد.
«این نامه امانی است که عمر، امیرمؤمنان، به مردم ایلیا میدهد، خودشان و اموالشان و کلیساهایشان و صلیبهایشان، سالم و بیمارشان و دیگر مردمشان را امان میدهد؛ کلیساهایشان مسکون و ویران نشود و از آن نکاهند و حدود آن را کم نکنند، از صلیب و اموالشان نیز، و در کار دینشان مزاحمت نبینند و کسی از ایشان زیان نبیند و کسی از یهودان در ایلیا با آنها مقیم نشود. مردم ایلیا باید جزیه دهند، چنان که مردم شهرها میدهند و باید رومیان و دزدان را از آنجا بیرون کنند. کسانی که بروند جان و مالشان در امان است تا به امانگاهشان برسند و هر که بماند در امان است.» (طبری، تاریخ طبری، ج 5، ص 1789 - 1790)
فتح مصر
مصر نیز همچون شام، به هنگام ظهور اسلام، بخشی از قلمرو امپراتوری روم شرقی بود. اسکندریه در شمال مصر، یکی از مراکز مهم نیروی دریایی آن امپراتوری به شمار میرفت. تسلط رومیان بر مصر، موقعیت مسلمانان را در شام و حتی در شبهجزیره عربستان در معرض خطر جدی قرار میداد. از این رو، مسلمانان بعد از فتح شام، درصدد برآمدند مصر را نیز تسخیر کنند. عَمرِوعاص که آبادانی و ثروت فراوان آن سرزمین را از نزدیک مشاهده نموده و تا اندازهای با وضعیت سیاسی و اجتماعی آنجا آشنا بود، فرماندهی سپاه اعراب مسلمان را در حمله به مصر به عهده گرفت.
مصریان به دلایل مختلفی از حاکمیت امپراتوری روم بر سرزمین خویش ناخشنود بودند؛ از یکسو مالیاتهای سنگینی را به رومیان میپرداختند و از سوی دیگر اجازه نداشتند که به مقامهای عالی برسند. علاوه بر آن، مسیحیان مصر اختلافات مذهبی شدیدی با رومیان داشتند. گروههایی از پیروان آیین یهود نیز که در اسکندریه و سایر نقاط مصر پراکنده بودند، به دلیل عدم حمایت امپراتور روم از آنان در برابر مسیحیان، از او ناخشنود بودند.
در هر حال، اعراب مسلمان طی نبردهایی، لشکریان رومی را شکست دادند و شهرهای مصر را یکی پس از دیگری به جنگ و یا به صلح گشودند. بررسی پیمانهای صلح مصریان با مسلمانان در منابع تاریخی، نشان میدهد که محتوای پیمانهای مذکور شباهت زیادی به قرارداد صلح بیتالمقدس دارد. فتوحات مسلمانان در مصر، بیشتر نتیجهٔ مقاومت نکردن مردم آن سرزمین در برابر سپاه اسلام بود. رفتار مسالمتآمیز و مداراجویانهٔ پیروان اسلام با مسیحیان به هنگام فتح شام و امید به آزادی مذهبی در زیر سایهٔ حکومت مسلمانان، تأثیر بسزایی در متحد نشدن مصریان با رومیان داشت.
با فتح مصر (سال 20 ق)، سلطه و نفوذ سیاسی - نظامی امپراتوری روم شرقی در آن سرزمین از بین رفت، شام از خطر هجوم رومیان تا حدودی در امان ماند و زمینه برای پیشروی مسلمانان در دیگر مناطق آفریقا مهیا شد.
آثار و پیامدهای فتوحات در زمان خلفای نخستین
فتوحات برقآسای مسلمانان در عصر خلفای نخستین، از جهات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قابل بررسی است. از نظر سیاسی، اعراب مسلمان در فاصلهٔ کمتر از 20 سال، دو قدرت بزرگ جهانِ آن روز، یعنی حکومت ساسانیان و امپراتوری روم شرقی را شکست دادند و سرزمینهای مهم ایران، شام و مصر را تصرف کردند. به دنبال این پیروزیهای نظامی، قلمرو خلافت گسترش زیادی یافت و مردمان و اقوام مختلفی که زبان و فرهنگ متفاوتی با اعراب داشتند، تحت حکومت آنان قرار گرفتند.
به لحاظ اقتصادی، سرزمینهای فتح شده، ثروتمند و دارای شهرها و روستاهای آباد و بزرگی بودند. اعراب، علاوه بر غنایم فراوانی که در جریان فتوحات کسب کردند، منابع اقتصادی و درآمدهای مالیاتی آن سرزمینها را نیز در اختیار خود گرفتند. مهمترین پیامد فتوحات مسلمانان، در عرصهٔ دین و فرهنگ جلوهگر شد. از یک سو، دین اسلام به سرزمینهای جدید معرفی شد و به تدریج مردم آن سرزمینها مسلمان شدند؛ از سوی دیگر، ایران، شام و مصر که دارای فرهنگ و تمدنی غنی و مردمانی متمدن بودند، نقش بسزایی در شکلگیری و شکوفایی تمدن اسلامی ایفا کردند.
عوامل گوناگونی در پذیرش اسلام توسط مردم سرزمینهای مختلف تأثیر داشت. مهمترین این عوامل عبارت بودند از:
1- جاذبهٔ پیام جهانی اسلام که همهٔ انسانها را بدون توجه به رنگ پوست، زبان، فرهنگ و طبقهٔ اجتماعیشان، مخاطب قرار داده و به آنان وعده میداد که با ایمان به اسلام و عمل به دستورات آن، به سعادت و رستگاری در دنیا و آخرت خواهند رسید.
2- اسلام همهٔ مردم را به عمل به شریعتی سهل و ساده فرا میخواند.
پرسشهای نمونه (صفحه 52 کتاب درسی)
1- علل بروز جنگهای رِدّه را بیان کنید.
1- گروههایی از قبایل عربستان، که در سالهای پایانی زندگانی رسول خدا و پس از گسترش قدرت مسلمانان، اسلام آورده بودند و با تعالیم آن اُنس و آشنایی نداشتند 2- گروه دوم افرادی بودند که در واپسین روزهای زندگانی رسول خدا و با پدیدار شدن آثار بیماری آن حضرت، ادعای پیامبری کردند 3- گروه سوم، کسانی بودند که ابوبکر را به عنوان خلیفهی پیامبر قبول نداشتند و به طور آشکار از حضرت علی (ع) حمایت میکردند.
2- دلایل شورش مردم بر خلیفۀ سوم در برخی شهرهای قلمرو اسلامی چه بود؟
عثمان بن عفان روش متفاوتی نسبت به خلفای پیش از خود در پیش گرفت او مَروان بن حَکمَ و پدرش را که پیامبر از مدینه رانده بود، به آن شهر بازگرداند. همچنین خویشاوندان اموی خود را بر سر کار آورد و دست آنان را در اداره امور خلافت باز گذاشت. برخی از صحابهی پیامبر همچون ابوذر غِفاری و عمّار یاسر، نسبت به رفتار عثمان و منصوبان وی انتقاد و اعتراض کردند. خلیفه که تحت تأثیر اطرافیان و مشاوران خود از جمله مروان بن حکم قرار داشت، انتقادکنندگان را تبعید نمود.
3- شیوۀ تقسیم و توزیع بیتالمال توسط علی (ع) و سه خلیفۀ پیش از او را توضیح دهید.
در دوران خلافت عمر درآمدهای فراوانی از سرزمین های ثروتمندی که فتح شده بود به خزانه ی مسلمانان در مدینه سرازیر شد. وی این درآمدها را به عنوان عطایا میان مسلمانان توزیع کرد. نحوهی توزیع عطایا توسط خلیفهی دوم، اگرچه بر پایهی مساوات اسلامی نبود، اما سادهزیستی و سختگیری ایشان نسبت به کارگزاران خلافت و بزرگان قریش، از ثروتاندوزی و تجملگرایی آنان جلوگیری کرد. در دوران خلیفهی سوم بذل و بخششهای فراوانی از بیتالمالِ مسلمانان به افراد مختلف، به خصوص خاندان بنی امیه صورت گرفت. وی محدودیتهایی را که عمر برای ثروتاندوزی سران قریش ایجاد کرده بود، نادیده گرفت؛ از این رو، آنان اراضی و مزارع وسیعی را در ایران، شام و مصر تصرف کردند و بر ثروت خود افزودند. امام علی (ع) در دوران خلافتش تلاش کرد که عدالت و مساوات اسلامی را اجرا کند. ازاین رو، بیتالمال را بهطور مساوی میان تمام مسلمانان اعم از عرب و غیرعرب، سیاه و سفید و بنده و آزاد تقسیم کرد.
4- دلایل سیاسی و اقتصادی مخالفت و دشمنی سران قریش با خلافت امام علی (ع) را شرح دهید.
امام مصمم بود که مطابق کتاب خدا و سنت پیامبر عمل نماید؛ از این رو، سران قریش و به ویژه اشراف بنی امیه که از بیعت با ایشان خودداری کرده بودند، به مخالفت و دشمنی برخاستند. از جمله معاویه پسر ابوسفیان که توسط علی (ع) از حکومت شام برکنار شده بود، به بهانهی خونخواهی عثمان، به سرکشی پرداخت. معدودی از بزرگان قریش مانند طلحه و زبیر نیز که بیعت کرده بودند، چون امام با تقاضایشان برای به دست گرفتن حکومت برخی شهرها و مناطق موافقت نکرد، بیعت خود را شکستند و به صف مخالفان پیوستند.
5- عوامل مؤثر بر موفقیت مسلمانان در فتح شام و مصر را، در دو بعد سیاسی و اجتماعی، بیان کنید.
منطقهی شام هنگام حملهی اعراب مسلمان، زیر سلطهی امپراتوری روم شرقی قرار داشت. در آن زمان تعدادی از قبیلههای عرب در آن منطقه حضور داشتند. بسیاری از این اعراب و دیگر ساکنان بومی منطقهی شام پیرو آیین مسیحیت بودند، اما در برخی از مسائل مذهبی با کلیسای قسطنطنیه، پایتخت امپراتوری روم شرقی اختلافات اساسی داشتند. اختلافات مذهبی و تفاوتهای قومی، فرهنگی و زبانی که میان تودههای مردم شام با طبقهی حکومتگر رومی وجود داشت، سبب شده بود که پایههای حاکمیت امپراتوری روم شرقی بر این منطقه سست شود. مصریان نیز به دلایل مختلفی نسبت به حاکمیت امپراتوری روم بر سرزمین خویش ناخشنود بودند؛ از یک سو مالیات های سنگینی را به رومیان می پرداختند و از سوی دیگر اجازه نداشتند که به مقامهای عالی برسند. علاوه بر آن، مسیحیان مصر اختلافات مذهبی شدیدی با رومیان داشتند. گروههایی از پیروان آیین یهود نیز که در اسکندریه و سایر نقاط مصر پراکنده بودند، به دلیل عدم حمایت امپراتور روم از آنان در برابر مسیحیان، از او ناخشنود بودند.